تبليغاتX
روان شناسي

چرا می‌خوابیم؟ آیا خواب به خاطر استراحت و به منظور تجدید قوای بدنی است؟ آیا خواب وظیفه سامان بخشی به تجربیات روزمره را بر عهده دارد؟ و یا اینکه خواب به کارکرد مغز نظم می بخشد؟
بنا به نظریه جدیدی درباره خواب، تمام این پرسش ها و فرضیات خطا است. این نظریه، خواب را به عنوان کارکرد بدن برای صرفه جویی در مصرف انرژی و پرهیز از خطر ارزیابی می کند.
انسان و جانوران حداقل یک سوم از عمر خود را در خواب سپری می کنند. پرندگان، خزندگان، دوزیستان و حتی ماهیان و بیش از همه پستانداران به خواب می روند. در حالیکه یک نوع موش کوچک روزانه بیست ساعت در خواب به سر می برد، زرافه تنها به دو ساعت خواب نیاز دارد. اسب ها تنها در صورت احساس امنیت نیم ساعت بر روی زمین داراز می‌کشند و به خواب می‌روند.
اما چه عامل و یا عواملی انسان و جانوران به این رفتار عجیب وادار می کند؟ در زمان خواب بسیاری از فعالیت های مهم بدنی نظیر خوردن و نوشیدن و تولید مثل متوقف می شوند. در این حالت انسان و جانوران بی دفاع هستند. نیاز به خواب ریشه در چه چیز دارد؟ و در ارتباط با "نظریه تکامل انواع" اهمیت خواب در چیست؟
● نظریات رایج پیرامون خواب
بسیاری از دانشمندان بر این نظر بوده و هستند که خواب کارکردهای مهم حیاتی را فراهم و آماده می کند. در خواب، مغز دست به تنظیم فعالیت های خود می زند. حافظه محتویات خود را به یکدیگر مربوط کرده و اطلاعات را بایگانی می سازد. در حین خواب سوخت و ساز بدن بازسازی می شود و سرانجام سیستم دفاعی بدن تقویت می گردد.
برای "جری زیگل" Jerry Siegel، زیست شناس امریکایی از دانشگاه کالیفرنیا، این توضیحات معمول درباره خواب کافی و جامع نیستند تا از این طریق بتوان بدرستی به سودمندی خواب در رابطه با تئوری تکامل پی برد. تاثیر خواب بر روی این کارکردها و روندها بسیار اندک است. بنا به نظر این زیست شناس امریکایی، در زمان خواب توان حافظه تنها ۱۵ درصد می تواند افزایش یابد. در زمان بیداری تمام این فعالیت های بدنی و مغزی بطور موثرتر و همه جانبه تر صورت می پذیرند.
● صرفه‌جویی و ذخیره انرژی در زمان خواب
نظریه "جری زیگل" کاملا متفاوت از تئوری های رایج درباره اهمیت خواب برای انسان و جانوران است. او در توضیح نظریه خود در مجله علمی New Scientist عنوان می کند که تمام فعالیت های بدنی تابع اصل صرف جویی انرژی هستند و تنها در روند تکامل انواع پس از گذشت زمانهای طولانی توسعه یافته اند.
برای توضیح آسان تر نظریه خود، "جری زیگل" به ذکر نمونه هایی از دنیای جانوران می پردازد. بطور مثال یک خفاش قهوه ای کوچک در روز حدود بیست ساعت می خوابد و تنها در غروب به مدت کوتاهی بیدار است. درست در زمانی که خوراک اصلی او یعنی "مگس ها" نیز فعال و بیدار هستند. برای "زیگل" دقیقاً این نوع فعالیت معنای واقعی خواب را بیان می کند. صرفه جویی و ذخیره انرژی در خواب بدین منظور صورت می گیرد تا جانور برای انجام مهمترین فعالیت های حیاتی کاملا سرحال و آماده باشد.
این توضیح در مورد "شیر" نیز صادق است. برای ادامه تکامل خود این جانور درنده نیز کاری جز خوردن و تولید مثل و نگهداری از بچه های خود ندارد. پس از شکار و پرورش بچه های خود، شیرها نیز ۱۴ ساعت از روز را در خواب به سر می برند. و این همه به خاطر جلوگیری از هدر دادن انرژی است.
"جری زیگل" از این نیز گامی فراتر نهاده و مدعی است که خوابیدن نه تنها به معنای حفظ انرژی است، بلکه در زمان خواب امنیت برای جانوارن بیش از زمان بیداری بیهوده است. در خواب کسی نمی تواند خود را مجروح کند. بدین لحاظ خواب در مجموع مسئله ای اقتصادی است. "هر کس که توان و الزامات خوابیدن را دارد، به خواب نیز مبادرت می ورزد." بطور نمونه شیر بیشتر و فیل کمتر به خواب می رود، زیرا که فیل ها در تمام روز در جستجوی خوراک هستند.
● خواب به مثابه وضعیت آمادگی
آیا بنا به این نظریه خواب تنها به معنای شرایط و حالت آمادگی بدن است؟ "یورگن تسولی" Jürgen Zully پژوهشگر خواب در دانشگاه "رگنزبورگ" معتقد است که این نظریه در مورد انسان صادق نیست، چرا که انرژی صرفه جویی شده به ازای هشت ساعت خواب انسان تنها به اندازه یک قطعه نان کوچک است. برای وی خواب همچنان به مثابه استراحت فعال است.
در زمان خواب تولید هورمون ها یی که برای رشد ضروری اند، صورت می پذیرد و سیستم دفاعی بدن و عمل هضم تقویت شده و مغز دست به بازبینی خود می زند. "جری زیگل" با نظریه خود بیش از هر چیز به بحث های علمی پیرامون خواب دامن زده است و نظرات قدیمی درباره این پدیده اسرار آمیز را به چالش کشیده است.

http://aftab.ir

+ نوشته شده توسط بهزاد مهدی خانی در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 12:39 بعد از ظهر |

بسیاری از روانشناسان معتقدند بهترین روش رهایی از دست احساسات ناخوشایند و مشکلاتی که از این رهگذر به‌وجود می‌آید، «خانه تکانی ذهنی» است.
در حقیقت اینچنین است. نوزایش، رمز ماندگاری و سلامت و آرامش است.
به طبیعت نگاه کنید که چگونه در پاییز و زمستان برگ و بار کهنه خویش را به دور انداخته و پس از چندی در بهاری دیگر با طراوت و تازه می‌شوند و زندگی را دوباره از سر می‌گیرند.
به آب نگاه کنید، اگر آب، این مایه حیات موجودات زنده، همانند همه موجودات، به همین شکل و بدون تغییر و تحول در کره زمین به حیات خود ادامه می‌داد، بدون شک پس از مدتی پوسیده می‌شد و همه دریاهاو اقیانوس‌ها به مرداب بزرگی تبدیل می‌‌شدند!
آیا هیچ فکر کرده‌اید که از بدو پیدایش زمین تاکنون، چند بار؟ چند هزار بار؟ چند میلیون، میلیارد و یا ... بار، آب‌های جهان به بخار و ابر تبدیل شده و سپس به‌صورت برف و باران روی زمین بازگشته‌اند؟
آیا هرگز اندیشیده‌اید که پوست بدن و بسیاری از سلول‌های بدن انسان در طول زندگی خود، چندین و چند بار دوباره نو شده است؟
اگر این «نوزایش»ها نبود، انسان و سایر موجودات نیز همانند اسباب و اثاثیه زندگی، کهنه و مستعمل شده و دیگر کارایی خود را از دست می‌دادند و بیمارگونه به حیات خود ادامه داده و از زندگی و عمر خویش بهره و لذت نمی‌بردند.
اکنون که چنین ویژگی و توانایی برای «نوزایش» در وجود آدمی نهفته است، پس چرا عده‌ای خود را از این موهبت محروم می‌نمایند و به احساسات ناخوشایند اندیشه‌های کهنه و خاطرات تلخ می‌چسبند و آن را رها نمی‌کنند؟
● با خاطرات بد خداحافظی کنید
بعضی‌ها می‌گویند: چگونه خود را از دست خاطرات بد رها کنیم؟
خیلی راحت است! از خودتان بپرسید که آیا علاقه‌ای به نگهداری و مرور این خاطرات دارید؟ اگر پاسخ شما منفی است، همانند خانه‌تکانی که بسیاری از وسایل شکسته، کهنه و فرسوده را پشت در می‌گذارید و هم خود را و هم آنها را رها می‌کنید، بایستی همه افکار، اندیشه‌های منفی، نگرانی‌ها و خاطرات بد را هم رها سازید و پیوسته این عبارت‌ها را تکرار کنید:
ـ من همه خاطرات تلخ و بد گذشته را رها می‌سازم و آزاد می‌شوم!
● این عبارت را با تاکید بیان کنید.
«لوئیز هی» در این باره می‌گوید: «برای خانه‌تکانی ذهنی و دورانداختن چند اعتقاد کهنه و قدیمی که سوهان روح‌تان شده، نگران و مضطرب نشوید! با همان آرامشی که پس از خوردن غذا، خورده ریزها را جمع می‌کنیم و در ظرف آشغال می‌ریزیم، آنها را نیز باید به همان آسانی دور بریزیم! و به‌دنبال اندیشه‌های تازه برویم (اندیشه‌های خلاق و مثبت).
لوئیز در این زمینه می‌پرسد:
▪ «آیا شما واقعا حاضر هستید که برای تهیه شام امشب خود، در زباله‌های دیشب، دنبال غذا بگردید؟
پس چگونه حاضرید که با جست‌وجو در آشغال‌های کهنه، ذهنی تجربه‌های فردای خود را بیافرینید؟»
رهاشدن از دست حرف و سخن کسی که باعث آزار شما شده، فقط با بخشیدن آن فرد امکان‌پذیر است.
با بخشیدن خود و دیگران، از دست خاطرات تلخ راحت می‌شوید و همین آرامش باعث می‌شود که آنچه را که اتفاق افتاده فراموش کنید! اکنون زمان آن رسیده که خاطرات خوش و نگاه خوش‌بینانه، منصفانه و واقع‌بینانه را به همه ابعاد زندگی بیندازید!
همه شما حتما مثال معروف «لیوان پر و خالی» را می‌دانید. حتی اگر قطره‌ای آب در لیوان باشد، چه بهتر است که آن را این‌گونه توصیف کنید:
من در لیوان خود مقداری آب دارم.
کمیت آن اهمیت چندانی ندارد بلکه وجود آب در لیوان مهم است. و این نوع نگاه و برداشت شامل سلامتی، شادی، موفقیت،‌ ثروت و همه چیزهایی می‌شود که می‌توان به داشتن آنها افتخار کرد و سپاسگزار خداوند بود.
از هم‌اکنون دست به کار شوید و در خانه ذهن خود بجز خاطرات، اندیشه‌ها و باورهای مثبت که همچون اثاثیه باارزش باعث راحتی و خوشحالی ما می‌شوند بقیه اعتقادات و اندیشه‌های منفی را که باعث آزار و اذیت روحی روانی می‌شود را دور ریخته تا مجالی برای پیدایش اندیشه‌های تابناک که اهداف و برنامه‌های سازنده‌ای را به همراه دارند فراهم آورید و این عبارات را که لوئیز در اغلب سخنان خود تکرار می‌کند تکرار کنید:
▪ در لایتناهای حیات آنجا که ساکنم همه چیز عالی و کامل و تمام‌عیار است. من با دگرگونی‌هایی که در زندگی‌ام پیش آیند، تا جایی که بتوانم هم‌نواختم.
▪ من خود را و شیوه دگرگونی خود را تایید می‌کنم.
▪ من خودم را دوست دارم. پس گذشته را می‌بخشم و همه تجربه‌های تلخ گذشته را یکسره رها می‌کنم و می‌بینیم که آزادم.
▪ من خودم را دوست دارم.
▪ پس با دل و جان در حال زندگی می‌کنم و با این امید و با این آگاهی که آینده‌ام درخشان و شادمان و ایمن است هر لحظه را به خوبی تجربه می‌کنم.
▪ زیرا من فرزند محبوب کائنات هستم و کائنات با مهر و محبت از اکنون تا ابد از من مراقبت می‌کند. در جهانم همه چیز نیکو است. کلام دعاگونه لوئیز همواره بر حمایت الهی و سپاسگزاری تاکید دارد. از این رو باعث آرامش ذهنی و روانی می‌گردد. آرامشی که همه ما به آن نیاز داریم.

http://aftab.ir

+ نوشته شده توسط بهزاد مهدی خانی در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 12:13 بعد از ظهر |
 

بعضی اشخاص خود را کم حافظه می‌دانند و همیشه از ضعیف بودن حافظهِ خود شکایت می‌کنند. این افراد همیشه کارهای روزانهِ خود را با بی‌اعتمادی نسبت به خود انجام می‌دهند و به خود تلقین می‌کنند که باید مسائل و مطالب را به فراموشی بسپارند. این واقعیت وجود دارد که انسان بعضی چیزها را فراموش می‌کند و البته باید فراموش کند و فقط آنچه را که می‌خواهد به خاطربسپارد. باید بدانید که حافظه ناگزیر از فراموشی است.
وقتی شما مطلب جدیدی را یاد می‌گیرید قسمت اعظم آن را تا پایان روز از یاد خواهید برد.
فراموشی دقیقاً نقطهِ مقابل حافظه است. متأسفانه به دنبال هر یادگیری، فراموشی اجتناب ناپذیر است.
آیا تاکنون فکر کرده‌اید که فراموشی چگونه اتفاق می‌افتد؟ و یا چگونه می‌توان از میزان فراموشی‌ها کاست؟ در این مقاله درباره این موضوع به بحث می‌پردازیم، باشد تا مورد توجه خوانندگان محترم واقع شود.
● سیر فراموشی
در ارتباط با تعریف فراموشی نظریه‌های مختلفی ارائه شده که به اهم آنها اشاره خواهیم کرد.
● نظریه کم رنگ شدن و یا نظریه زوال‌
این نظریه می‌گوید اگر شما از اطلاعات ذخیره شده در حافظه استفاده نکنید، پس از مدتی قادر به بازخوانی دوبارهِ آنها نخواهید بود چرا که سیر استفاده از این اطلاعات به دلیل عدم استفاده کم رنگ خواهد شد. به عبارتی مسیر اطلاعات ورودی به مغز مثل جا پای شما هنگام عبور از زمین نرم و چمنزار است، چنانچه به طور مداوم از این مسیر عبور نکنید پس از مدتی باران جای پای شما را خواهد شست و مسیر قبلی مشخص نخواهد بود. به همین طریق اطلاعاتی که به یادگرفته می‌شوند اما هرگز مورد استفاده واقع نمی‌گردند، از حافظه پاک می‌شوند. این نظریه به نظر منطقی می‌آید. مثلاً وقتی که فرد می‌گوید: \"من در دبیرستان که بودم مسائل جبر را به خوبی حل می‌کردم اما اکنون که به دانشگاه آمدم پس از مدتی قادر به حل مسائل جبر نیستم و...\"اما به دو نظریه دیگر نیز دقت کنید چرا که آنها با این نظریه تطبیق زیادی ندارند.
● نظریه بازخوانی: \"من می‌دانم آن یک جایی همین نزدیکی‌ هاست!\"
برخلاف نظریه قبلی، بعضی از روان شناسان اعتقاد دارند وقتی که یک ایده یا نکته به طور کامل یادگرفته می‌شود، تا آخر عمر در حافظه باقی می‌ماند. با توجه به این نظریه، فراموشی به علت عدم به یادآوری مطالب ذخیره شده است نه به علت پاک شدن اطلاعات قبلی. اطلاعاتی که فراموش شده‌اند، احتمالاً به علت عدم سازماندهی و طبقه‌بندی مناسب آنها در حافظه، و با استفاده از نشانه‌های اطلاعاتی نامناسب است. به هر علت که باشد، در هر صورت، شما از یادآوری اطلاعات از قبل ذخیره شده در حال حاضر ناتوان هستید اما به خاطر داشته باشید که باز آموختن مطالب فراموش شده کمتر از فراگرفتن برای اولین بار وقت می‌گیرد ولو اینکه این کار پس از چند سال عدم استعمال اطلاعات مربوطه صورت بگیرد.
▪ هنگامی که در حال به خاطرسپاری مطالبی هستید:
ـ آنها را به روشی منطقی سازمان دهی وطبقه‌بندی کنید.
ـ آنها را به حقه‌ها یا نشانه‌های اطلاعاتی مناسب به حافظه بسپارید.
ـ با استفاده از روش‌های شرح مطلب، تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارتباط دادن آنها با اطلاعات قبلی، آنها را بهتر به خاطر بسپارید.
● نظریه مقابله: \"جنگیدن برای نقطه هدف\"
طبق این نظریه، محدوده مشخصی برای حافظه در مورد اطلاعات جدید و اطلاعات قدیمی وجود دارد. بنابراین اطلاعات قبلی ذخیره شده در حافظه گاهی بازخوانی و یادآوری نخواهند شد چرا که اطلاعات جدید ذخیره شده جای آن‌ها را در حافظه گرفته است. این نظریه درست مثل کتابخانه‌ای با فضای جدید است که در صورتی که تمایل به اضافه کردن کتابی جدید به آن داشته باشید باید یکی از کتابهای قدیمی قطعاً از قفسه کتابها خارج شود تا جای آن را کتاب جدید بگیرد بنابراین اطلاعات جدید جهت اشغال مکان یا نقطه اطلاعات قبلی با آنها به مقابله برخاسته تا آنها را خارج کرده و خود جای آنها قرار گیرد.
● نظریه مقابله فعال: \"سرفه در عرض آتش\"
تصور کنید که شما سه مطلب را در سه زمان مختلف یاد گرفته‌اید. مثلا؛ً
۱) قدیمی‌تر: فتوسنتز شامل سلسله مراحلی است که طی آن گیاه، نور خورشید را گرفته و با استفاده از آن از مواد شیمیایی، موادغذایی تهیه می‌کند.
۲) بین زمان‌های قدیمی و جدید: فتومیکروگراف عکسی است که از تصاویر میکروسکوپ تهیه می‌شود.
۳) جدیدتر: فتوتروپیسم، حرکت گیاهان به سمت نور را می‌گویند.با توجه به این نظریه: شما مطلب دوم را که بین زمان‌های قدیمی و جدیدتر فراگرفته‌اید، به سرعت فراموش خواهید کرد چرا که به وسیلهِ اطلاعات قدیمی‌تر و جدیدتر مورد تهاجم واقع خواهد شد. بنابراین هنگام مطالب جدید، مطالبی که بین دو زمان فرا گرفته شده‌اند از روبه‌رو و پشت سر، مورد حمله قرار گرفته و دچار فراموشی خواهند شد.
نظریه مقابله واکنشی: \"هرچه را دوست نداری بیرون بریز!\"با توجه به گفته‌های این نظریه، دیدگاه کلی شما نسبت به مطالبی که فرا می‌گیرید، نقش اساسی را در یادآوری آنها بازی می‌کند. مطالبی را که مربوط به موضوعاتی می‌شوند که شما علاقه و توجهی به آنها ندارید و یا به نظرتان خسته‌کننده بوده و یادگیری آنها دشوار است، به سختی به یاد خواهید آورد. این نظریه می‌گوید نگرش، اثر قابل توجهی بر آنچه شما می‌توانید یاد گرفته و به خاطر آورید دارد.

http://aftab.ir

+ نوشته شده توسط بهزاد مهدی خانی در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 12:4 بعد از ظهر |

به رغم آنکه امروزه اطلاعات نسبتاً وسیعی د‌رباره لکنت د‌اریم، اما هنوز نمی‌توانیم پاسخی روشن و قطعی د‌رباره علت بروز لکنت زبان د‌اشته باشیم. لذا بهتر است پاسخ به این سؤال را این گونه آغاز کنیم که: ما نمی‌د‌انیم، اما به نظر می‌رسد‌ که لکنت کود‌کان د‌لایل متعد‌د‌ی د‌اشته باشد‌ و این د‌لایل یا علل به وجود‌ آورند‌ه لکنت از کود‌کی به کود‌ک د‌یگر متفاوت است. بعضی از اوقات لکنت زبان کود‌ک بد‌ون آنکه علت یا علل اولیه آن وجود‌ د‌اشته باشد‌ و یا مؤثر بود‌ه باشد‌، همچنان اد‌امه می‌یابد‌.‏
شواهد‌ و تجارب علمی نشان می‌د‌هد‌ که بعضی از کود‌کان، بخصوص د‌ر سالهای رشد‌، د‌ر زمینه حفظ ترتیبات زمانی و هماهنگی‌های حرکات عضلات ظریف د‌ستگاه گویایی که لازمه گویش روان و سلیس است، د‌چار مشکل اساسی هستند‌. همان‌گونه که ضعف د‌ر هماهنگی عضلات د‌رشت موجب به هم خورد‌ن تعاد‌ل کود‌ک د‌ر راه رفتن می‌شود‌، به‌ویژه زمانی که تازه راه رفتن را تجربه می‌کند‌، فقد‌ان هماهنگی لازم د‌ر کنترل عضلات ظریف د‌ستگاه گویایی نیز ممکن است موجب ناروانی کلامی او شود‌. هنگامی که کود‌ک یاد‌ می‌گیرد‌ عضلات گویایی خود‌ را کنترل نماید‌، لکنت زبان ممکن است همچنان اد‌امه د‌اشته باشد‌؛ اگر چه د‌ر این شرایط، د‌ر بعضی از کود‌کان لکنت زبان به تد‌ریج از بین می‌رود‌. با توجه به حقایق موجود‌، باید‌ بر این باور باشیم که به غیر از عللی که د‌ر زمینه بروز لکنت می‌شناسیم، عوامل ناشناخته د‌یگری نیز هستند‌ که سبب استمرار و توسعه لکنت زبان می‌شوند‌ از جمله:‏
● فشارهای عاطفی - محیطی ‏
بی‌ترد‌ید‌، انواع خاصی از فشارهای عاطفی و محیطی همانند‌ یک حاد‌ثه ناگهانی و یا فشارهای عاطفی - روانی د‌ر محیط زند‌گی بر شیوه سخن گفتن بیشتر ما تأثیر خواهد‌ د‌اشت. به‌طور مسلم کود‌ک خرد‌سالی که هنوز سعی د‌ارد‌ بیاموزد‌ که چگونه احساسات خود‌ را کنترل نماید‌، و بسیاری از وقایع و حواد‌ث روزمره برایش نگران کنند‌ه است د‌ر برابر فشارهای عاطفی و محیطی، فوق‌العاد‌ه آسیب پذیر خواهد‌ بود‌. به عبارت د‌یگر، د‌ر موارد‌ زیاد‌ی اختلال تکلمی کود‌ک، خود‌ نشانه‌ای بارز و علامت قابل توجهی از اضطراب و تعارضات د‌رونی اوست. بعضی از اوقات، کود‌ک ممکن است از صحبت کرد‌ن د‌ر موقعیت‌های خاص، به لحاظ این که این موقعیت‌ها د‌ر نظر او مشابه موقعیت‌هایی است که او با تجارب ناخوشایند‌ی مواجه شد‌ه است، هراس د‌اشته باشد‌. ‏
بد‌یهی است که این امر یک مسئله کلی نیست، چرا که کود‌کان از جهات مختلف با هم متفاوتند‌ و هر کود‌کی که د‌ر موقعیتی د‌چار مشکل گویایی شد‌ه باشد‌، لزوماً لکنت پید‌ا نمی‌کند‌.‏
باید‌ توجه د‌اشت که د‌ر بعضی مواقع، ناروانی کلامی طبیعی کود‌ک نیز ممکن است به عنوان سرآغاز یک مشکل اساسی مورد‌ بررسی قرار گیرد‌. بد‌ین صورت ممکن است زمانی که کود‌ک د‌چار ناروانی کلامی طبیعی می‌شود‌ (لکنت گونه‌ای که د‌ر سن او طبیعی است)، خود‌ کود‌ک و یا اطرافیان او آنچنان واکنش و عکس‌العملی نسبت به نحوه صحبت کرد‌ن وی نشان د‌هند‌ که کود‌ک احساس کند‌ هر طور شد‌ه باید‌ ناروانی کلامی خود‌ را از بین ببرد‌. د‌ر این شرایط هر چقد‌ر کود‌ک بیشتر تقلا کند‌ که اختلال طبیعی گویایی خود‌ را اصلاح نماید‌، مشکل گویایی‌اش بیشتر شد‌ه، با عکس‌العمل تند‌تر اطرافیان مواجه می‌گرد‌د‌. د‌ر اینجاست که د‌ور و تسلسل بیهود‌ه و مد‌ار بسته‌ای از اضطراب و تقلا، تقلا و اضطراب، اضطراب و اختلال کلامی و... را د‌ر کود‌ک مشاهد‌ه می‌کنیم و به‌زود‌ی، کود‌ک خود‌ش را آنچنان گرفتار اختلال د‌ر صحبت کرد‌ن می‌یابد‌ که احساس می‌کند‌ د‌یگر کاری از او ساخته نیست!‏
شما ممکن است چنین تصور نمایید‌ که لکنت کود‌کتان به خاطر تجربه ناخوشایند‌ او از یک موقعیت فوق‌العاد‌ه ترسناک بود‌ه باشد‌. اگر چه ترس، یکی از عوامل ایجاد‌ کنند‌ه اختلال کلامی است، غالباً به تنهایی، تأثیر موقت و گذرایی د‌ر بروز اختلال گویایی د‌ارد‌ و صرفاً د‌ر موارد‌ اند‌کی موجب لکنت زبان نسبتاً پاید‌ار می‌گرد‌د‌.‏
● تقلید‌ و لکنت زبان
آیا واقعاً لکنت می‌تواند‌ از طریق تقلید‌ به وجود‌ آید‌؟ واقعیت این است که هرگز نشنید‌ه‌ایم یک طوطی، یک پرند‌ه مینا و یا کلاغ سیاهی که از تقلید‌کنند‌گان مشهور هستند‌، به د‌لیل زند‌گی با فرد‌ی که لکنت د‌ارد‌ و تقلید‌ از او، د‌چار لکنت شوند‌! همچنین آسیب‌شناسان زبان و گفتار که خود‌شان خیلی روان و سلیس صحبت می‌کنند‌ نیز بعد‌ از کار کرد‌ن و محشور بود‌ن با صد‌ها نفر از کسانی که د‌چار لکنت هستند‌، هرگز د‌چار لکنت نشد‌ه و از مراجعان مبتلا به لکنت خود‌ تقلید‌ نکرد‌ه‌اند‌! بیشتر افراد‌ی که لکنت د‌ارند‌، بد‌ون آنکه با یک فرد‌ مبتلا به لکنت مواجه شد‌ه و یا چیزی از لکنت شنید‌ه باشند‌، د‌چار لکنت شد‌ه‌اند‌. به هر جهت تصور ناد‌رست و موهومِ ارتباط تقلید‌ و لکنت مورد‌ی ند‌ارد‌، اما این که چرا از نقش تقلید‌ د‌ر لکنت زبان به راحتی نمی‌گذریم، عمد‌تاً به این د‌لیل است که ما معتقد‌یم کود‌کان رفتارهای متنوع بزرگسالان را همانند‌ د‌ستگاه تکثیر، تقلید‌ می‌کنند‌. اگر چه تقلید‌ رفتار بزرگسالان و والد‌ین توسط کود‌ک لااقل د‌ر بعضی از رفتارهای خاص کاملاً د‌رست است، مع‌الوصف مسئله تقلید‌ د‌ر مورد‌ لکنت زبان چند‌ان قابل توجیه نیست. د‌ر واقع، بررسی پد‌ید‌ه تقلید‌ بخصوص زمانی که بعضی از اطرافیان کود‌ک، مثلاً پد‌ر یا ماد‌ر او گاهی د‌چار لکنت می‌شوند‌، بسیار مشکل است. از این رو باید‌ اذعان نمود‌ که به نظر نمی‌رسد‌ لکنت زبان مثل سرماخورد‌گی سرایت کند‌ و یا همانند‌ امواج راد‌یواکتیو وارد‌ بد‌ن فرد‌ شود‌. ‏
براساس شناخت ما از مطالعات موجود‌ د‌ر گفتارشناسی، بهترین برد‌اشت این است که تقلید‌، توجیه فوق‌العاد‌ه ساد‌ه‌ای برای علت یک اختلال پیچید‌ه گفتاری است.‏
● وراثت و لکنت ‏
گاهی به نظر می‌رسد‌ که لکنت زبان د‌ر بعضی از خانواد‌ه‌ها بیشتر متد‌اول است. آیا این بد‌ان معنی است که لکنت پد‌ید‌ه‌ای است ارثی؟ حقیقت این است که هیچ‌کس نمی‌تواند‌ د‌ر زمینه ارثی بود‌ن لکنت اظهار نظر صریحی د‌اشته باشد‌، چرا که اطلاعات و د‌انش ما د‌ر این باره بسیار اند‌ک است. عد‌ه‌ای از محققان بر این باورند‌ که احتمال د‌ارد‌ برخی از اختلالات خاص زبان و گفتار که ممکن است بعد‌ها موجب لکنت شود‌ منشاء وراثتی د‌اشته باشد‌. به هر حال، اگر به احتمال بسیار اند‌ک، وراثت هم د‌ر لکنت نقشی د‌اشته باشد‌، این چنین نقشی بسیار پیچید‌ه و غامض است و همانند‌ د‌یگر صفات و ویژگی‌های ارثی مثل رنگ چشم، رنگ مو و... قابل پیش‌بینی نخواهد‌ بود‌. علاوه بر این به نظر می‌رسد‌ که برای غالب افراد‌ی که لکنت د‌ارند‌، عامل وراثت (یعنی این که لکنت از والد‌ین یا اجد‌اد‌شان به ارث رسید‌ه باشد‌) نقش چند‌ان قابل توجهی ند‌ارد‌.‏
بنابراین ما نمی‌توانیم با صراحت لازم بگوییم که لکنت زبان کود‌کان خرد‌سال به این د‌لیل یا د‌لایل است، اما از بسیاری از عواملی که می‌تواند‌ موجب آغاز یا تشد‌ید‌ اختلال گویایی فرد‌ شود‌، مطلع هستیم. بعضی از این عوامل به ویژگی‌های خود‌ کود‌ک مربوط می‌شود‌، اما برخی د‌یگر از عوامل لکنت زبان را باید‌ د‌ر رفتار و نگرش‌ها و برخورد‌های شما جست‌وجو نمود‌.

منبع:http://aftab.ir  
 

+ نوشته شده توسط بهزاد مهدی خانی در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 11:39 قبل از ظهر |

بازدید کنندگان محترم با دادن نظر خودتان در مورد مطالب وبلاگ در هرچه بهتر وجامع تر شدن وبلاگ مرا یاری کنید.